بار ناامیدی سنگین است اما . . .
![]() |
دیداری که میتوانست به مثابه راهی میانبر برای خروج از نمایش نامطلوب مقابل ناپولی باشد در نهایت به وخامت اوضاع منجر شد و یک ناامیدی محض را رقم زد.
از همان ابتدای بازی، یوونتوس خود را در مشقت و سختی اسیر کرد و به آسانی فضاهای باز و حفرههایی آسیبزا در اختیار بنفیکا گذاشت تا قرمزپوشان پرتغالی نیز در سریعترین حالت ممکن پاسخ این کاستی را با گلزنی به بانویپیر بدهند.
مرور بازی به وضوح یادآوری همان مسیریست که یووه پیش از این نیز با الگری پیموده بود، تداعیگر همان فروپاشیها در دو مواجههی قبلی مقابل این تیم. (شکستهای 3‐4 و 1‐2 مقابل بنفیکا) هرچند این بار بهانهی مصدمیتها سنگری مناسب برای توجیه شکست خانگی مقابل بنفیکا است اما ارزیابیهای فنی و برونداد آنچه در زمین شاهدش بودیم را نیز نمیتوانیم صرفاً به غیاب برخی نفرات مرتبط بدانیم.
باید بیـــدار شد؛ بازی با گزارههای بیحاصلِ شکستناپذیری در سری آ، گلنخوردن در هفتههای نخست و... نیز یک به یک با سیلیهای مکرر واقعیت، خواب را از رویابینها ربوده تا امروز سنگینترین اتمسفر اطراف این مربی 42 ساله پرسه بزند.
یوونتوس در موقعیتی بسیار زننده و زشت گیر افتاده است؛ حتی آنها که تلاش میکردند به تیاگو موتا ایمان بیاورند یا دستکم از باورشان در اتصال آیندهی روشن با او محافظت کنند نیز امروز در یک بحران «تردید» گرفتار شدهاند. اگرچه ذهنیت واقعگرا تصور فصلی متوسط با جهتی رو به بالا را به ما نشان میداد اما آنچه از تیم تحت هدایت موتا سر زده، تیمی به شدت متوسط با شیبی انکارناپذیر به سمت پایین بوده است.
با این همه؛ آنچه مهم است نه اخراجِ سریعالسیر موتا که درک موقعیت اسفبار تیم است؛ «یوونتوس» باید راهی ضربالعجل برای بهبود شرایط و جلوگیری از سقوط و فروپاشی بیابد. وقتی در مسیری «منفی» قرار میگیریم هر لحظه در خطر بلعیده شدن در کمین ما خواهد بود. امپولی میتواند یک «موقعیت» برای برونرفت از یک «چاله» باشد. عناصری که نیاز است «حفظ تمرکز» و «اتحاد» است؛ بانویپیر چارهای ندارد جز اینکه برای تغییر و ترمیم بجنگد و پیروز شود. تا اطلاع ثانوی هیچ چیز جز این هدف در دسترس اهمیتی بیشتر ندارد.







